مسایل اخلاقی | هرکس را در قبر خودش مي گذارند
در روز هاي اخير وقتي که بازيگر ايراني سينماي هاليوود بدن خود را با جسارت تمام در برابر ميليونها دوربين برهنه کرد و برخي مسائل ديگر که موجب رنجش خاطر بعضي افراد شد اتفاق افتاد جملاتي عجيب و غريب بر سر زبانها ظهور و بروز کرد بعضي مخالف اين حرکتها و کارها بودند و برخي موافق اين کار و در جواب هر انتقادي به اين مسائل در نظرات و کامنت ها و نوشتهها و مقالات خود ميگفتند :
1)اين مسائل اصلا به شما ربطي نداره
2)هر کسي رو تو گور خودش ميزارند
3)من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسي آن درود عاقبت کار، که کشت.
و با به زبان آوردن اين جملات ميخواستند مهر صحت و درستي بر اعمال اين افراد بزنند و از طرفي اين جملات بهانه خوبي براي خودشان نيز باشد تا در مواقعي که دست به اشتباهي زدند که شرع و عرف آنها را نميپسندد اين جمله هاي به ظاهر زيبا را به زبان بياورند و خود را از هر گونه خطا و اشتباهي مبرا کنند .
آيا واقعا اين جملات درسته و هر کسي مسئول اعمال خودش در جامعه است و کارهاي افراد هيچ ربطي به يکديگر ندارد و هر کسي هر کاري دلش خواست ميتواند انجام بدهد ؟
اين عقيده خطرناکي است که قرآن کريم به شدت با آن به مبارزه برخواسته است و در آيات متعددي بي اعتنايي به رفتار و کردار افراد در جامعه را به عنوان يک معضل بزرگ هشدار داده است. هشداري که با رعايت نکردن آن زندگي بشريت در لجن زار خسران و زيان غرق ميشود و کاملا از بين ميرود .
(وَ الْعَصْرِ .إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ. إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ : سوگند به عصرِ [غلبه حقّ بر باطل]، که واقعاً انسان دستخوشِ زيان است؛ مگر کساني که گرويده و کارهاي شايسته کرده و همديگر را به حقّ سفارش و به شکيبايي توصيه کردهاند. »(عصر 1-3)
مضمون اين آيات اين است که اگر امر به معروف و نهي از منکر در جامعه نباشد و افراد يکديگر را به حق و صبر توصيه و سفارش نکنند و در برابر رفتار يکديگر کاملا بي توجه باشند همچنين خود نيز پندپذير نباشند، اين جامعه با ضرر و زيانهاي زيادي مواجه است و به فرموده قرآن کريم در خسران به سر ميبرد .
خسران و زياني که جوامع غربي را به فکر فرو برده است تا با تمام تلاش و توان خود اين زيان را از زندگي خود برطرف کنند و به همين خاطر به بررسي و جستجو براي يافتن راه حلي براي اين معضل پرداختند و کتابهاي متعددي در اين زمينه نوشته شده که يکي از آنها کتابي است با نام (انديشه امر به معروف و نهي از منکر در اسلام).
داستان نوشتن اين کتاب از آنجا آغاز شد که روزي در يکي از ايستگاه هاي مترو در آمريکا يک مرد، زني را مورد اذيت و آزار قرار ميدهد و در تمام اين مدت که زن از مردم کمک ميخواسته است همه با بي اعتنايي کامل از اين صحنه عبور ميکردند و حتي يک نفر هم به اين زن کمک نکرده بود.
جامعه شناسان آمريکايي اين مساله را يک معضل بزرگ در جامعه دانستند و دولت نيز بودجه اي را براي بررسي علت اين اتفاق تصويب کردند. نويسنده کتاب که مايک کوک نام دارد ميگويد در يکي از همايشها، يک دانشمند مسلمان انديشه اي را مطرح کرد که اين انديشه ايجاب ميکند که افراد در جامعه نسبت به هم بي خيال نباشند و نوعي دغدغه عمومي را براي همه افراد در برابر کارهايشان در جامعه به وجود ميآورد. و بعد از اين اتفاق مايک کوک نوشتن کتاب (انديشه امر به معروف و نهي از منکر در اسلام) را آغاز ميکند .
آري در منطق قرآن کريم اعضاي يک جامعه مانند اعضاي يک جامعه پيوند ناگسستني با يکديگر دارند و رفتار هر کسي ميتواند بر جامعه تاثير خاصي داشته باشد و به همين خاطر نسخه هاي طلايي قرآن در موارد زيادي افراد را از بي توجهي در مقابل اشتباهات ديگران منع و نهي کرده است و يکي از اسرار خوشبختي و سعادت جامعه را عدم بي تفاوتي در قبال اشتباهات ديگران ميداند .
(وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَي الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ : و بايد از ميان شما، گروهي، [مردم را] به نيکي دعوت کنند و به کار شايسته وادارند و از زشتي بازدارند، و آنان همان رستگارانند.)(آلعمران : 104)
و از طرفي
وقتي قرآن کريم ملاک بهترين ملتها را در طول تاريخ بيان ميکند ملت و کشوري را بهترين ملت ميداند که از سه ويژگي منحصر به فرد برخوردار باشند :
1) امر به معروف 2) نهي از منکر 3) ايمان به خداوند
(کُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ : شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شدهايد: به کار پسنديده فرمان ميدهيد، و از کار ناپسند بازميداريد، و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل کتاب ايمان آورده بودند قطعاً برايشان بهتر بود؛ برخي از آنان مؤمنند و[لي] بيشترشان نافرمانند.( آلعمران: 110)
همچنين خداوند متعال بندگان ويژه و موفق و نيکوکار را کساني ميداند که در برابر رفتار ديگران در جامعه بي تفاوت نباشند و همه دست در دست هم دهند تا جامعه اي سالم و الگو و عاري از هر گونه خطا و اشتباه را براي خود بسازند و به راستي که زندگي در اين جامعه چقدر لذت بخش است .
(يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحينَ: به خدا و روز قيامت ايمان دارند؛ و به کار پسنديده فرمان ميدهند و از کار ناپسند بازميدارند؛ و در کارهاي نيک شتاب ميکنند، و آنان از شايستگانند.)( آلعمران : 114)