قضيه ي کانديداتوري قرائتي در انتخابات

به گزارش محراب،به نقل از دادنا،حجت الاسلام والمسلمين قرائتي در جلسات درسهايي از قرآن اين هفته در تلويزيون درباره "زندگي مهدوي(عج) در سايه دعاي عهد" سخن گفت ودر ادامه سخنانش درباره "امام زمان(عليه‌السلام)، مهربان‌تر از پدر و مادر" ، "كارهاي خير با نگاه جهاني، نه شخصي و محلّي" ، "حذف مرز و شرط در دعاها" ، "عنايت امام رضا(ع) به زائران" و ... سخن گفته است. آنچه در ادامه مي‌خوانيد گزيده‌اي از سخنان اين استاد حوزه عليمه و دانشگاه است:

يك وقتي آمدند به من گفتند: تو كانديداي فلان شهر مي‌شوي. گفتم: من به درد شما نمي‌خورم. گفتند: چرا؟ گفتم: شما مي‌خواهيد منطقه خودتان را آباد كنيد. من وكيل شهر خاص نيستم. اگر هست براي عمومي است. اگر هم نيست كه هيچ! حالا در ستاد انتخاباتي خيلي از اين حرف‌ها تنگ‌تر است. از اول يك قراردادهايي است اصلاً شير را در پستان بعضي‌ها تقسيم مي‌كنند. كه من رئيس ستاد انتخاباتي شما مي‌شوم به اميد اينكه بعداً هم تو مرا كدخداي كجا يا فرماندار يا استاندار يا نمي‌دانم فلان مدير كل يا فلان و فلان... اگر قرارداد يعني بداند كه ايشان كمكش نخواهد كرد، من هم جزء ستاد انتخاباتي نمي‌شوم. اينها خيلي خطرناك است. دين فروشي است. دعاي عهد مي‌گويد: مي‌خواهي با امام زمان صحبت كني، بگو: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صاحب الزمان» خدايا مولاي ما صاحب الزمان را به او برسان، چه؟ «عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات‏». پس علاقه بين المللي، علاقه جمعي.

علاقه بدون شرط
مي‌فرمايد: «حَيهِمْ وَ مَيتِهِم‏» خيلي قشنگ است. به شرط حيات هم نيست. «حَيهِمْ وَ مَيتِهِم»! بعضي‌ها را ديدم دعا مي‌كنند خدايا تمام كساني كه آرزومند هستند قسمت كن. مي‌گويم يك عده هم آرزو ندارند. آنهايي هم كه آرزو ندارند آدم هستند. بگوييم: خدايا آرزومندان را قسمت كن. آنهايي هم كه آرزو ندارند يك بصيرت و معرفتشان بده كه آنها هم آرزومند شوند. يك ميليارد كافر در چين است. اينها هيچ آرزوي زيارت امام رضا را ندارند. خوب بالاخره انسان هستند. خدايا تمام منحرفين را آنگونه هدايت كن كه آن لذتي كه ما از گفتگوي با حضرت مهدي مي‌بريم آنها هم آن لذت را ببرند. نگو آرزومندان، آرزومندان و غير آرزومندان را. اين دعا آدم را باز مي‌كند، مي‌گويد: از خودت بيرون بيا.

يكي از بركاتي كه مي‌گويند: ازدواج خوب است، براي اينكه ازدواج آدم را بيرون مي‌آورد. آدم وقتي ازدواج نكرده هميشه خودش را مي‌بيند. خودم، كتم، شلوارم، كيفم، كفشم، اما تا ازدواج كرد. مي‌گويد: خودم و زنم و مادر زنم، پدر زنم، بچه‌ام، يعني دايره گشاد مي‌شود. يكي از بركات ازدواج اين است كه انسان را از خودم بيرون مي‌آورد.

آرزوي من اين است كه افطاري ايران مثل افطاري مكه شود. البته ما هزار تا خوبي داريم كه آنها ندارند. ما هيچ‌وقت نمي‌خواهيم مثل مكه باشيم. ولي بعضي كارهايشان را بايد ياد گرفت. افطاري مكه چطور است؟ ساده، بدون مرز، بدون قيد، بدون سن. يك سبد برمي‌دارد مي‌آيد از اين زنبيل‌ها، مقداري شله زرد، فرني، خرما، هرچه هست، نان پنير و گردو، هرچه، در سبد مي‌گذارد و با يك سفره نايلوني، مي‌آيد پهن مي‌كند، هركس هست مي‌نشيند. مرز ندارد. اين شيعه است يا سني؟ بچه است يا بزرگ است؟ روزه هست يا نيست. گزينش نمي‌كند. بعضي از ما گزينشي برخورد مي‌كنيم.

بنده خدايي بود در هيأت شام مي‌داد. اما يك عده هم سر كوچه مي‌ايستادند. اهل نماز جماعت و روضه و اينها نبودند، فقط وقت شام مي‌آمدند. اين صاحبخانه يك روز گفت: شما خجالت نمي‌كشيد. نه نماز جماعت مي‌آييد. نه سخنراني گوش مي‌دهيد، نه عزاداري مي‌كنيد، فقط سفره كه پهن مي‌شود مي‌آييد! خوب به اينها هم برخورد و گفتند: آقا سفره‌ات براي خودت! ما رفتيم. رفتند. شب امام حسين را خواب ديد. گفت: اينها در طول سال كه در خانه تو نمي‌آيند. وقتي پرچم امام حسين است مي‌آيند. اينها مهمان من هستند. در طول سال اينها در خانه تو را نمي‌زنند. حالا ولي چون پرچم يا حسين است داخل مي‌آيند. اينها مهمان من هستند چرا اينها را بيرون كردي؟ اينها خيلي مهم است.

عنايت امام رضا(ع) به زائران
يك خانمي بود فكرش كج بود. عقيده‌اي به زيارت و توسل و عبادت و اينها نداشت. اهل حجاب و... اصلاً طور ديگري بود. ولي شوهرش مذهبي بود و خودش نبود. به شوهرش گفت: من مي‌خواهم مشهد بروم ولي من را دور و اطراف حرم نبر. من را هتل‌هايي ببر كه دور از حرم است، تو هر چه مي‌خواهي برو دو ليتر گريه كن. من حال حرم ندارم! من مشهد را مي‌خواهم، ولي نه براي حرمش!

شوهر هم گفت: بسيار خوب، زنش را برد و آن هتل را گرفت و خودش هم حرم مي‌رفت و زن هم حرم نمي‌رفت. روز آخر كه در ماشين نشستند بيايند، اين خانم گنبد را ديد. گفت: يا امام رضا، ما حرم نيامديم اما به ما خوش گذشت. سفر خوشي بود ولو ما زيارت نيامديم، اين را گفت و حركت كردند. در ماشين اين خانم خوابش برد. خواب ديد كه امام رضا فرمود: همين كه در شهر من به شما خوش گذشت من راضي هستم. ما دوست داريم كه كساني كه مي‌آيند به آنها بد نگذرد. زن از خواب بيدار شد، به شوهرش گفت: برگرد برگرد. گفت: چه شد! گفت: برگرد، برگرد، گفت: آخر چه شد. گفت: برگرد! مگر چه شده؟ گفت: امام رضا گفت كه ولو زيارت نيامدي، زيارت من نيامدي، ولي به تو خوش گذشت من راضي هستم. ببينيد روح چقدر بزرگ است، روح چقدر بزرگ است.

از اين روح‌ها در جامعه ما هم هست. من كسي را در جمهوري اسلامي سراغ دارم كه به يك نفر گفت: آقا ببين من تو را دوست ندارم. من براي اينكه منافق نباشم به تو مي‌گويم. از تو خوشم نمي‌آيد اما اين كار چون كار تو است انجام بده هرچه هم بخواهي پول به تو مي‌دهم. هر امكاناتي هم بخواهي به تو مي‌دهم. يعني اينطور نباشد چون دوستش ندارم، برايش كار راه نياندازم. من كار كسي را راه مي‌اندازم كه دوستم دارد. اينها معامله است. به كسي افطاري مي‌دهم كه افطاري داد. براي كسي چشم روشني مي‌برم كه چشم روشني آورد. براي كسي سوغاتي مي‌برم كه با من خداحافظي كرد. او كه با من خداحافظي نكرد. من هم سوغاتي‌اش نمي‌دهم. اين تنگ نظري است. روح تنگ است. دعاي عهد مي‌‌گويد: بزرگ شو. سلام مي‌دهي،«عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ». مرز «فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» شرط ابدا«حَيهِمْ وَ مَيتِهِم»!

دعا خيلي ما را بزرگ مي‌كند. در دعاي عيد فطر مي‌گوييم: خدايا، «و اسئلك ما سئلك منك عبادك الصالحون»، «عبادك الصالحون» نمي‌گويد عباد صالحي كه فعلاً زنده هستند. يا عباد الصالح ديروز، يا عباد الصالح فردا. يعني تمام بندگان صالح گذشته، و تمام بندگان صالح امروز، و تمام بندگان صالحي كه هنوز به دنيا نيامدند. هرچيزي كه در طول تاريخ گذشته و حال و آينده بندگان خاص از تو خواستند همه را يكجا، به من بده. دعا خيلي وسيع است، خيلي دعا بزرگ است.

اسم امام رضا را برديم، چون بحث هم در آستانه شهادت امام رضا پخش مي‌شود، از پاي تلويزيون يك سلام بكنيد با همان سلام ساده «السلام عليك يا علي بن موسي الرضا و رحمة الله و بركاته».